این مطلب رو از وبلاگ (مرز فضا و زمان ) براتون انتخاب کردم. لطفا برای مشاهده ادامه مطلب روی لینک مستقیم مطلب کلیک کنید. با تشکر از آقای وحید خان عزیز.
امروز در مورد نظریه نسبیت مشهورترین نظریه فیزیک بحث می کنیم.بطلمیوس و ارسطو به وجود اتر باور داشتند و تصور می کردند که اجرام آسمانی در یک ماده شبیه کریستال مایع شناورند و به دور زمین می گردنند این نظریه تا زمان نیوتن معتبر بود تا اینکه نیوتن (که بحق نابغه بالذات بود) قانون جاذبه مشهور خورد را کشف کرد و به طور کلی فرضیه اتر مردود دانست او اتر را با یک فضای خالی معامله کرد و حرکت ستارگان و اجرام را بر طبق قانون جاذبه توصیف نمود نظریه اتر در زمان ماکسول برای توضیح پراش نور برگشت کوتاهی داشت تا اینکه آزمایش مایکسون-مورلی بار دیگر وجود اتر را رد کرد این آزمایش مقدمه ای بود برای ارائه نظریه نسبیت خاص.اینشتین آلمانی که کارمند ساده اداره ثبت اختراعات سوئیس در سال 1905 با ارائه 5 مقاله که یکی از آنها مقاله نسبیت خاص بود نشان داد که فیزیک کلاسیک را که از زمان نیوتن بزرگ بر فیزیک حکم فرما بود در سرعتهای بالا نزدیک به سرعت نور ناتوان است و به جای آن باید از نسبیت استفاده کرد او با نبوغ خاص خود سرعت نور را ثابت فرض کرد و علم فیزیک را از بن بستی چندین سال بود گرفتارآن بود نجات داد نسبیت خاص نتایج بسیار عجیبی داشت مثلا اگر شما با سرعت نور حرکت کنید جرم شما کمتر می شود و زمان برای شما کندتر می گذرد یعنی دیگر یک زمان یا ساعت جهانی نداریم بلکه زمان هم نسبی هست و جهان از یک چهار بعدی به نام فضا-زمان تشکیل شده است ( وبلاگ هم به این خاطر فضا-زمان نامیده شده است) یکی دیگر از نتایج اسرار آمیز این بود که جرم و انرژی هم ارز هستند و می توانند به هم تبدیل شوند به طور خلاصه E=MC^2 (فرمولی که بعد ها با استفاده از آن بمب اتمی ساخته شد).اما چیزی که دانشمندان را متجب می کرد این نبود بلکه آنها نمی توانستند بپذیرند یک کارمند ساده که با هیچ یک از دانشمندان بزرگ فیزیک رابطه ای نداشت بتواند چنین نظریه ای ارئه دهد!!!!!!!! بعد از آن اینشتین در تکمیل نسبیت خاص نظریه نسبیت عام را در سال 1915 ارائه داد که بر خلاف نسبیت خاص از ریاضیات پیشرفته ای در آن استفاده شده بود یکی از نتایج این نظریه این بود که نور هنگام عبور از کنار یک میدان گرانشی خم می شود.در کسوف سال 1919 با مشاهدات آرتور ادینگتون دانشمند انگلیسی نطریه نسبیت عام اثبات شد.پس از آن اینشتین به شهرتی جهانی دست یافت و دیگر در همه جای جهان او را می شناختند.این نظریه آنقدر عجیب بود که بسیاری در ابتدا آنرا درک نکردند و وقتی خبرنگار ار ادینگتون پرسید آیا درست است که در جهان فقط سه نفر نظریه نسبیت را درک کرده اند او جواب داد می خواهم بدانم نفر سوم کیست؟؟؟؟؟!!!!! پس از این مقدمه کوتاه به معرفی و بررسی این دو نظریه می پردازیم.
لطفا برای مشاهده ادامه مطلب روی لینک مستقیم مطلب کلیک کنید.
نانو الكترونيك
در سال 1956 گوردون مور بنيانگذار اينتل تحليلي ارايه كرد كه بر طبق آن هر 18 ماه تعداد ترانزيستورهاي بكار رفته در ريزپردازهاي اينتل دو برابر مي شود كه نصف شدن ابعاد گيت ترانزيستورها با شرط ثابت بودن اندازه تراشه سيليكوني در آن ميتواند نتيجه اين قوانين باشد.
اين قاعده به قانون مور موسوم شد. اين نصف شدن در واقع پيامآور ابعاد اقتصادي بود يعني هر چه گيت كوچكتر ميشد ترانزيستور ميتوانست سريعتر سوئيچ كند و درنتيجه انرژي كمتري مصرف ميشد و تعداد بيشتري ترانزيستور در يك تراشه سيليكون جاي ميگرفت. افزايش تعداد ترانزيستورها و بازدهي آنها، هزينه را كاهش ميدهد بنابراين مقرون به صرفهتر اين بود كه هر ترانزيستور تا حد امكان كوچكتر شود، اين كوچكسازي بالاخره در نقطهاي متوقف ميشد بنابراين براي ادامه رشد صنعت الكترونيك بايد به فكر فناوريهاي جايگزين بود، فناوري كه مشكلات گذشته را حل كرده و توجيه اقتصادي داشته باشد و اينبار نانو تكنولوژي بود كه توانست به كمك الكترونيك بيايد و فناوري الكترونيك مولكولي يا همان نانوالكترونيك بنا نهاده شد.
نانو تكنولوژي يك رشته وابسته به ابزار است ابزارهايي كه به مرور در حال بهتر شدن است نانو تكنولوژي و شاخههاي كاربردي آن مانند نانوالكترونيك درواقع توليد كارآمد دستگاهها و سيستمها با كنترل ماده در مقياس طولي نانو است و بهرهبرداري از خواص و پديدههاي نوظهوري است كه در اين مقياس توسعه يافته است.
صنعت الكترونيك امروزي مبتني بر سيليكون است سن اين صنعت به حدود 50 سال ميرسد و اكنون به مرحلهاي رسيده است كه از لحاظ تكنولوژيكي، صنعتي و تجاري به بلوغ رسيده است. در مقابل ....
" ادامه مطلب رو می تونید از طریق این لینک مشاهده کنید "


